زندگی شیرین میشود ...

امروز چه مهربان بود!!!!!!!!!

آسمان , معلم ها , بچه ها , حتی راننده ی تاکسی ......!

آسمان سخاوت داشت و مردم را شرمنده کرده بود .........

 لبخند ها باز هم رایگان بخشیده میشد و صدا ی خنده بود که گوشها از شنیدنش آزرده نمیشدند

امروز روز شادی و پاکی بود و چه خوب بود ....

اصلا  انگار باران که می آید همه آشتی میشوند .......ولی ................

نباید از عابرانی که کیسه پلاستیک چندش آوری را روی سرشان انداخته بودند و آن را به قطره های راستگوی باران ترجیح میدادند هم به سادگی گذشت....

ولی خوب خودخواهانه نگاه کردن مزیت هایی هم دارد.....

از باران نباید گریخت از باران نباید ترسید گاهی اندکی خیس شدن بد نیس همیشه سرماخوردن را در پی ندارد گاهی روحت را آرام میکند.......

داشتم درباره خود خواهی میگفتم......

پس از چشم یک خود خواه شاید دوستداشتنی امروز خوب بود پاییز سوز نداشت 

ملایمت داشت نسیم داشت لطیف بود مهربان بود

از بادش  لرزم نگرفت......

و بستنی زیر باران چه کیفی داد.......

حتی خنده هایمان زندگی کلیشه شده ی راننده تاکسی را شاد کرد از ما خواست هر شنبه منتظرش شویم تا  او مار ا به مقصد برساند 

از انرژی مثبت ما گفت از عوض شدن حالش ....از خنده ی بی ریایی که بر لبانش آمده بود میشد صداقت کلامش را حس کرد ......

و دعای خیرش در حق ما و تخفیف 200 تومانی اش به قشر دانش آموز که ما بودیم ....

روزمان را شادتر کرد .......

و چه تجربه خوبی بود عوض کردن حال و هوای راننده تاکسی ای که در  این شلوغی و ترافیک حس خوب زندگی کردن را از دست داده..... 

زندگی همین است باید دیروزت با امروزت و با فردایت متفاوت باشند.....

حال هرچند نامحسوس......خنده 

شعار نیست حقیقت است کاش همه و برای همیشه از این قاعده پیروی کنند.... 

/ 0 نظر / 3 بازدید